حسن حسن زاده آملى

100

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

فص 20 [ اين فص تتمه و نتيجه فص قبلى است ] اذا عرفت أولا الحق عرفت الحق و عرفت ماليس به حق . و ان عرفت الباطل أولا عرفت الباطل و لم تعرف الحق على ماهو حقه ( كما هو حقه خ ) . فانظر الى الحق فانك لاتحب الافلين ، بل توجه بوجهك الى وجه من لايبقى الاوجهه . ترجمه : هرگاه در اول حق را شناختى و هم غير حق را ، و اگر در اول باطل را شناختى باطل را شناختى و حق را چنان كه بايد نشناختى . پس نظر بسوى حق كن كه تو آفلان را دوست ندارى ، بلكه وجه خود را بوجه كسى كه جز وجه او باقى نميماند توجه ده . بيان : اين فص تتمه و نتيجه فص قبلى است . طريق دوم فص سابق ، برهان صديقان در اثبات واجب بذاته بود كه از مشاهده حق محض و وجود بحت بود و سپس از آن به برهان لم ، سير در اطوار شئونى او چه مرجع عليت در نزد اين فريق به تطور و تشأن آنست و ظهور علت منشأ ظهور معلول است بدون عكس . بلكه تعبير به علت و معلول در چشم يكتابينشان خالى از تسامح نيست . و در حقيقت لسان حالشان اين است كه اولم يكف بر بك انه على كل شى شهيد ، و متى غبت حتى تحتاج الى دليل يدل عليك . فروغى بسطامى را است : كى رفته اى ز دل كه تمنا كنم ترا كى بوده اى نهفته كه پيدا كنم ترا